جابجایی خونه
سلام به پسر و دختر گلم و به همه ی دوستای مهربون و با محبتم و همه ی اون عزیزانی که اینجا رو میخونن
میدونم مدتیه بی معرفت شدم و بهتون سر نزدم واقعا شرمنده ی تک تک شما مهربونا هستم
راستش مدتیه که درگیر اسباب کشی و جمع کردن وسایلم با اینکه فقط 1سال و نیم از جابجایی و ورود به خونه خودمون میگذره داریم میریم آخه زندگی توی این خونه برای خودمون و بچه ها سخت شده و تنها دلیل رفتنمون دوبلکس بودن خونه است خودم که دارم کم کم پا درد و کمر درد میشم آخه روزی 10بار یا بیشتر 18پله بین حال و اتاق ها رو بالا پایین میشم و دلیل بعدی اینه که دانیال اصلا توی این خونه راحت نیست و تا وقتی کسی بالا نباشه محاله بره تو اتاقش و بازی کنه و به خاطر همینم هر چی اسباب بازی و عروسک داره میاره پاییین و منم همش حرص میخورم به غیر از اسباب بازی های ریز و درشت 2تا 3چرخه و دوچرخه جدیدش به اضافه روروئک و گهواره ویانا همه پایینه که خونه رو تبدیل به مهد کودک کرده و اجازه نمیدن من اسباب بازی ها رو جمع کنم یه مدت هم که بازی میکنن خسته میشن و دوتایی با هم نق میزنن ویانا جوجو هم که مدام باید حواسم بهش باشه اگه ازش غافل بشم میبینم پله چهارم و رفته بالا کلا این خونه برای ما که 2تا بچه کوچولو و شیطون داریم اصلا اصلا مناسب نیست
و ما هم تصمیم گرفتیم فعلا بریم یه جای بزرگ و خوب و بلاخره بعد از کلی گشتن و رفتن به این بنگاه و اون بنگاه یه خونه بزرگ پیدا کردیم که من خوشم اومد همونو کرایه کردیم تا اینکه ایشالا خونه خودمون فروش بره و کم کم یه خونه خوب و بدون پله بسازیم
این پست رو یک هفته ای میشه نوشتم ولی فرصت نشد آپ کنم و الانم از خونه مامانم اینا آپش کردم الان تقریبا نزدیک 10روزه دیگه جابجا شدیم و وسایل و چیدیم تازه تولد ویانا جونمم اینجا گرفتیم که ایشالا اینترنت تا فردا وصل میشه و آپ میکنم
از همه شما دوستای گلمم واقعا ممنونم که اینهمه مهربونید دوستتون دارم





جابجایی خونه 



